لطفا جهت تماس با آگهی دهنده فقط از طریق اطلاعات تماس آگهی اقدام نمایید.

نمايشگاه و فروشگاه عتيق

نوع شرکت/مدرک : ساختمان و صنایع مرتبط
نام مدیر عامل : . .
تلفن های تماس شرکت : 77833030 - فکس 77844656
آدرس شرکت : تهران - تهران - نارمک - میدان هلال احمر - انتهای خیابان گلستان - مسیل باختر شرقي(شهيد داوود گلشن دوست) - پلاک 195 الي 197
وبسایت/وبلاگ : ورود به وبسایت

شرح خدمات : نمايشگاه و فروشگاه عتيق نمايندگي رنگ پيكو كالر picco color در شرق تهران توليد و پخش استيكر ديواري (جير - آينه - چوب) افتخار دارد در راستای خدمت به محیط زیست وبا توجه به توسعه صنعت رنگ ساختمانی بزرگترین مرکز ترکیب کامپیوتری رنگ ساختمانی با پایه آب اکریلیک پيكو كالر را در 16000 رنگبندی تاسیس نموده است رنگهای اکریلیک پيكو كالر دوستدار محیط زیست و 100 درصد قابل شستشو و مناسب کلیه مکانهای اداری مسکونی تجاری درمانی و غیره میباشد و حتی با حضور ارباب رجوع یا ساکنین منزل و یا بیمار در مراکز درمانی قابل اجرا می باشد لذا با فراهم شدن محیطی جدید در زمینه فروش رنگ ساختمانی در این فروشگاه برای آشنایی بیشتر با رنگهای محیط دوست به فروشگاه مراجعه فرمائید تا با سایر خدمات این مرکز آشنا شوید به اطلاع میرساند که کلیه خدمات مشاوره و اجراء پروژه در این مکان پذیرفته می شود ضمنا انواع رنگ های پایه آب آکریلیک پيكو كالر در 16000 رنگبندی پایه حلال روغنی در12000 رنگبندی پلاستیک پيكوكالر ساختمانی صنعتی و انواع ابزار رنگ موجود می باشد ساخت رنگ دلخواه شما در 15 دقیقه CD آموزش خود اجرایی رایگان نمایشگاه و فروشگاه رنگ عتیق بزرگترين مركز تركيب كامپيوتري رنگ در 16000 رنگ بندي توليد و پخش انواع استیکرهای چوب ، استیکرهای جیر ، استیکر های جیر و آینه ، استیکر های دکوراتیو ساعت های فانتزی عامليت فروش پرده هاي دكوراتيو رنگين در شرق تهران عامليت فروش رنگ پيكو كالر PICCO COLOR در شرق تهران نمايندگي پيكو كالر در تهران نمايندگي رنگين در تهران
دادرسى حضرت على (عليه السلام) قضيه كنيز و قصاب

هرسلیقه وایده ای دارید
در هرسطح علمی هستید
در هرصنعت وحرفه ای فعالیت میکنید
درهرکجای جهان پهناور زندگی میکنید
لطفا دقایقی از وقتتان را با ما سپری کنید
گردشگری داخل ایران - گردشگری خارج از ایران - سلامت - آشپزی - ایین خانواده وهمسرداری -آی تی  - خلاقیت - دیدنیها -آموزش زبان انگلیسی -بیو گرافی بزرگان وهنرمندان - عکسهای دیدنی وجالب -سخنان کوتاه - کلاسهای موفقیت -عناوین روزنامه ها وهزاران مطلب دیگر در
:


دادرسى حضرت على (عليه السلام) قضيه كنيز و قصاب

نقل شده كه روزى حضرت امام على (عليه السلام) از كوفه مى‏گذشت ديدند كنيزى گريه مى‏كند از سبب گريه او پرسيدند؟ عرض كرد: خانمى دارم كه گوشت براى او خريده‏ام قبول نكرد، بردم پس دادم تا سه مرتبه خريده‏ام پس دادم مرتبه سوم كه آمدم گوشت را عوض كنم، قصاب به من تندى كرد و گفت: به مولاى متقيان قسم اگر مرتبه ديگر پس بياورى قبول نمى‏كنم، وقتى پيش خانمم رفتم گوشت را قبول نكرد و قسم خورد اگر بار ديگر گوشت بد آوردى تو را اذيت مى‏كنم الان نه مى‏توانم نزد قصاب بروم و نه مى‏توانم پيش خانمم بروم مانده‏ام سرگردان.

حضرت فرمود: بيا برويم من شفيع تو مى‏شوم، پيش هر كدام كه مى‏خواهى، گفت: اگر پيش خانمم برويم ترس از اذيت او را دارم كه چرا شفيع برده‏ام، مى‏رويم نزد قصاب، حضرت به اتفاق كنيز آمدند پيش قصاب و آن مرد از شيعيان خالص حضرت امير المومنين بود كه از شهر مدائن از اهل و عيال خود صرف نظر كرده بود و آمده بود در كوفه كه خدمت آن حضرت برسد وقتى وارد شد، حضرت امير به جهاد تشريف برده بود و آن مرد همانجا ماند و مشغول قصابى شد و منتظر بود كه حضرت از جهاد برگردد و حضرت را نمى‏شناخت، حضرت با كنيز پيش آمد.

فرمود: آيا شنيده‏اى كه خداوند دوست دارد كسى را كه قلب مومن را شاد نمايد، اين دفعه هم اين گوشت را براى اين زن عوض كن، گفت: اى جوان عرب اين مرتبه چهارم است گوشت را پس مى‏آورد و قسم خوردم كه ديگر پس نگيرم، حضرت فرمود: من متعهدم كه خداوند در مخالفت اين قسم بر تو غضب نكند، آن قصاب دست خود را به سينه آن حضرت زد كه دور شو از در دكان من قبول نمى‏كنم حرف تو را، حضرت هيچ چيزى نفرمود سر به زير انداخت به كنيز فرمود: بيا برويم پيش خانمت شايد شفاعت مرا قبول كند.

همين كه به در خانه رسيدند در زدند خانم او زوجه احمد بن الحسن الكوفى بود آمد پشت در، همين كه چشمش به صورت مبارك آن حضرت افتاد خود را به قدمهاى آن حضرت انداخت، حضرت فرمود: اى زن آيا شنيده‏اى كه در جهنم يك وادى است كه او را غضبان مى‏گويند و جاى كسى است كه ستم كند بر غلام و كنيز خود؟ آيا اين كنيز را بس نيست كه بايد بندگى دو نفر را بنمايد يكى خداوند را يكى هم مخلوق را؟ عرض كرد: اى مولاى من جان من فداى قدم مبارك شما باشد من او را بخشيدم به شما فرمود: من هم او را آزاد كردم.

بعد عرض كرد: اى مولاى من توقع دارم منزل ما را به قدوم مبارك منور فرماييد و قدرى رطب ميل فرماييد.

حضرت وارد شدند در اين اثنا زوجه حسن زوجه حسن كوفى آمد گفت: اى احمد بن حسن كوفى بشارت باد تو را كه مولا على (عليه السلام) به خانه ما تشريف آورده به شفاعت كنيز، گفت: آن حضرت را خوشحال كردى؟

گفت: بلى كنيز را به آن حضرت بخشيدم، من هم در عوض اين كار تمام باغات و بوستان خودم را به تو بخشيدم، همه اينها را مالك شد، آن حضرت مشغول شد به ميل كردن رطب، وقت نماز ظهر شد، برخاست تشريف آورد در مسجد از آن طرف حذيفه در مسجد منتظر آن حضرت بود براى نماز جماعت وقتى ديد آن حضرت دير كرد برخاست رفت در دكان آن قصابى كه اميرالمومنين (عليه السلام) آنجا بود، گفت: امير المومنين كجا رفت؟

گفت: من كجا و اين بزرگوار كجا است، من از مدائن تا اينجا آمده‏ام خدمت آن حضرت برسم و هنوز نائل نشده‏ام به زيارت وجود مباركش قدرى هم عطر براى آن حضرت آورده‏ام مى‏خواهم روز جمعه بروم خدمتش برسم.

حذيفه گفت: همان جوان كه آمد براى شفاعت آن كنيز امير المومنين بود، گفت: واى بر من چه لباسى داشت؟ گفت: پشمى كه با ليف خرما وصله زده، آن قصاب به وحشت و اضطراب تمام دويد، فرياد كرد اى واى بر بدبختى من، فقرا را جمع كرد و تمام گوشت‏ها را با ساير اموالش ميان آنها قسمت كرد، بعد دست خود را مخاطب كرد و گفت: من نمى‏خواهم دستى را كه نسبت به آقاى خود به خلاف ادب دراز شده باشد، دستش را روى تخته گذارد و با ساطور قصابى آن قدر زد تا دست خود را قطع كرد و دست بريده را برداشت و خود را با كمال ضعف كشيد انداخت زير طاقى و در خون خود مى‏غلطيد و گريه مى‏كرد مردم اطرافش جمع شدند.

حضرت امام حسن (عليه السلام) مى‏فرمايد: وقتى پدرم از نماز فارغ شد، ديدم رنگ مباركش تغيير كرده و به من فرمود: اى حسن برخيز كه دوست من دستش را در راه من قطع كرده اين عبا را بردار و برو بر سر او بينداز و او را بياور نزد من، آن جوان افتاده بود به خون خود مى‏غلطيد ديد جوانى نورانى رسيد، گفتند: اين حسن بن على (عليه السلام) است آن قصاب خود را به پاى آن حضرت انداخت، آن بزرگوار هم عبا را سر او انداخت و بشارت مرحمت آن حضرت را به او دادند و فرمودند: پدرم تو را طلبيده، عرض كرد: ليتنى كنت عميا كاش كور شده بودم، به چه نظر به آن حضرت نمايم، برخاست با كمال ضعف آمد ديد كه على (عليه السلام) گويا منتظر او است، حضرت قصاب را در بر گرفت و فرمود: اى جوان چرا دست خود را قطع كردى؟ محزون مباش بخدا قسم همان وقت كه دست بر سينه من زدى براى تو استغفار نمودم، بعد دست او را به جاى خود گذاشت، آب دهان مبارك بر او ماليدند و دعا فرمودند فورا دستش خوب شد مثل روز اول، (جانم فداى تو اى امير المومنين اى مولاى من راضى نشدى دست يكى از دوستان تو را يك ساعت از بدن جدا شود و يا جدا ببينى پس كجا بودى روز عاشورا كه دستهاى عباس را براى يك مشك آب از بدن جدا كردند(1)

منبع/http://yamojir.com

================================================

خواننده ای که قاری قرآن شد.
شاید به ندرت بتوان كسی را یافت كه ابتهال بسیار زیبای «حب الحسین» شاهكار ماندگار استاد «طه الفشنی» را نشنیده باشد؛ گزارش زیر شخصیت و ویژگی‌های فنی تلاوت قرآن و ابتهالات این قاری و موشح را بررسی می‌كند.

استاد «طه موسی حسن» مشهور به «طه الفشنی» از مبتهلان و قاریان قرآن كریم مصر در سال 1900 میلادی مطابق با 1279 هجری شمسی در شهر «فشن» از توابع استان «بنی سویف» دیده به جهان گشود.  

وی اولین مؤذن مسجد امام حسین(ع) در قاهره بود و چنان‌ كه آثار به‌ جای مانده از تلاوت‌ها و ابتهالاتش گواهی می‌دهد، وی فردی نابغه و توانا در علم موسیقی بود، همچنین بر فنون و قواعد تلاوت قرآن كریم تسلط و چیرگی كامل داشت.

این استاد تنها یك قاری قرآن نبود، بلكه حیاتش را به عنوان یك منشد و موشح آغاز كرد، در وجود این استاد گرایش‌های دینی و علاقه‌ای وافر به قرآن كریم وجود داشت كه او را از مسیر خوانندگی و نوازندگی و انشاد و تواشیح به قرائت كشانید.

طه الفشنی مبانی قرائت و حفظ قرآن كریم را در زادگاه خود آموخت و بدین‌سان مدرك دوره ابتدایی را در سال 1916 میلادی مطابق با 1295 هجری شمسی دریافت كرد و پس از آن كل قرآن كریم را حفظ كرده و به مدرسه معلمان پیوست، وی همچنین موفق شد در سال 1919 میلادی مطابق با 1298 هجری شمسی به دانشگاه الازهر در قاهره بپیوندد.

این استاد بسیاری از نغمات را به قرائت قرآن كریم با حفظ احكام تلاوت داخل كرد، او معتقد بود كه یك قاری نمی‌تواند قاری باشد تا زمانی‌ كه موسیقی را در وهله اول آموخته باشد و اگر جز این باشد چگونه خواهد توانست مردم را از استماع قرائتش به شادی و نشاط درآورد كه البته این نظر، نظری شخصی است كما این‌كه بعضی دیگر از قاریان این نظر را رد كرده‌اند.

استاد طه الفشنی نیز پس از این اقدام رادیو با همیاری استاد «عبدالباسط محمد عبدالصمد» و «عبدالقادر حاتم» وزیر فرهنگ و ارشاد آن زمان مصر به اعتراض برخاست و رادیو نیز به خصوص پس از وساطت استاد «مصطفی اسماعیل» سعی در راضی كردن وی برآمد.

ورود به رادیو

طه الفشنی در محضر استاد «سید درویش» كه حافظ قرآن بوده و به انشاد دینی اشتغال داشت نغمات قرآنی را آموخت، در آن زمان «سعید لطفی» مدیر وقت رادیوی مصر تلاوت زیبایش را در یكی از شب‌های ماه مبارك رمضان در مسجد امام حسین(ع) قاهره شنید و از او دعوت كرد كه به رادیو بیاید و از این طریق برای مردم به اجرای برنامه بپردازد.
 


 

وی همچنین در محضر استاد «علی محمود» شاگردی كرده و از او علم انشاد و مدایح نبوی را آموخت، وی همچنین به گروه تواشیح استاد علی محمود پیوست و پس از آن نیز در گروه تواشیح استاد «ابراهیم فران»، صاحب موشحات مشهور به اجرای برنامه پرداخت و پس از اندك زمانی فنونی مستقل بنا نهاده دارای گروه و اسلوبی مختص خود شد.  

«طه الفشنی»؛ طلایه‌دار فنون انشاد دینی و تواشیح

استاد طه الفشنی در رهبری فن تواشیح و سایر فنون انشاد دینی نقشی بسزا و عظیم داشت، چرا كه همواره در راستای دیدارش با مندشان بزرگ آن زمان، آنان را به استمرار این طریق و كشف استعدادها و هدایت آن‌ها دعوت می‌كرد و این امر پس از رحلت پایه‌داران مكتب انشاد و تواشیح تأثیری بسزا در استمرار این مكتب به جا گزارد.


 «طه‌الفشنی»؛‌مبتهلی‌آشنا‌به‌فنون‌تلاوت

طه الفشنی مبانی قرائت و حفظ قرآن كریم را در زادگاه خود آموخت و بدین‌سان مدرك دوره ابتدایی را در سال 1916 میلادی مطابق با 1295 هجری شمسی دریافت كرد و پس از آن كل قرآن كریم را حفظ كرده و به مدرسه معلمان پیوست.



وی توانست جایگاه عظیم خویش را در دهه 40 در میان قراء بلندمرتبه به خوبی تثبیت كند، تا آن‌جا كه در قصرهای «عابدین» و «رأس‌التین» در حضور «ملك فاروق» پادشاه وقت مصر، به همراه استاد «مصطفی اسماعیل» به تلاوت قرآن بپردازد.  

در سال 1963 میلادی و آن زمان كه شبكه تلویزیونی در مصر افتتاح شد استاد طه الفشنی از اولین كسانی بود در در آن به تلاوت قرآن پرداخت و با صدای زیبا و ملكوتی خود عاشقان و تشنگان معارف ناب قرآنی را سیراب كرد.
 

استاد طه الفشنی چنان اقتدار و تسلطی بر اصول تلاوت قرآن پیدا كرد كه به سرعت توانست به واسطه صوت زیبا و حلاوت تلاوتش، همچنین رعایت تمامی قواعد و اصول قرائت قرآن كریم، مقامی عظیم را از آن خود سازد.

وی به كشورهای زیادی برای تلاوت قرآن كریم مسافرت كرد و در واقع یكی از بهترین سفیران برای قرآن كریم بود، وی همچنین نشان‌های لیاقت و درجه‌های ممتاز كشورهایی كه به آن‌ها مسافرت می‌كرد و در آن‌جا به تلاوت قران می‌پرداخت از دست رؤسای جمهور و وزیران آن كشورها دریافت می‌كرد.
 
تحلیلی درباره تلاوت‌های استاد طه الفشنی

شاید اگر كسی قبل از این‌كه تلاوت‌های قرآن استاد طه الفشنی را بشنود، ابتهال‌های بسیار زیبای این استاد را استماع كند بگوید كه وی در عرصه تلاوت قرآن كریم نتوانسته است آن‌چه را كه باید باشد به منصه ظهور برساند و اجرا كند.

اما در حقیقت باید گفت كه زیبایی، پختگی و فنی بودن تلاوت‌های استاد طه الفشنی اگر از ابتهالات وی بیشتر نباید كمتر نیز نیست به طوری كه اگر كسی تلاوت سوره‌های «كهف» و «مریم» این استاد را شنیده باشد به طور قطع بر این نظر صحه خواهد گذاشت.

این استاد تنها یك قاری قرآن نبود، بلكه حیاتش را به عنوان یك منشد و موشح آغاز كرد، در وجود این استاد گرایش‌های دینی و علاقه‌ای وافر به قرآن كریم وجود داشت كه او را از مسیر خوانندگی و نوازندگی و انشاد و تواشیح به قرائت كشانید.

طه‌الفشنی؛ رئیس مجمع قراء مصر

طه الفشنی در ادامه فعالیت‌های خود ریاست مجمع قراء قرآن كریم را به عنوان یكی از مشهورترین قاریان قرآن كریم چه از حیث تجوید و چه از حیث صوت و لحن عهده‌دار شد و این زمانی بود كه وی یكی از قوی‌ترین اركان عرصه تواشیح و مدائح نبوی به‌ شمار می‌آمد

صدای استاد طه الفشنی از زیبایی خاصی برخوردار است كه تأثیرگذاری تلاوت وی را در مخاطب دوچندان می‌كند، این استاد به طور معمول علاقه‌مند است كه بیشتر در پرده صوتی خاص خود به تلاوت قرآن بپردازد و این امر نیز باعث می‌شود كه وی بتواند فرازهای بلند از آیات را با یك نفس بخواند.

طه الفشنی در تلاوت قرآن كریم یك و نیم اكتاو صوتی را به صورت كامل اجرا می‌كند و صدایش نیز از زنگ و طنین بسیار خوب و البته از مساحت صوتی به نسبت متوسطی برخوردار است.

وفات
این استاد فن تلاوت قرآن كریم پس از برجا گذاشتن آثار ماندگاری در عرصه ابتهال مانند «حب الحسین» و «میلاد طه» سرانجام در سال 1971 میلادی مطابق با 1350 هجری شمسی در سن 71 سالگی بر اثر بیماری درگذشت؛ روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

منبع مشرق

 

===========================
میزان فاصله قلب ادم ها وتن صدا


استادى از شاگردانش پرسید:

چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟ 

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت:

چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم

 

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟

آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

 

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

 

سرانجام او چنین توضیح داد:

هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد.

آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.

هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.

 

سپس استاد پرسید:

هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟

چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است.

فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است.

 

استاد ادامه داد:

هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد



>>>life-skills.blogfa

 

http://www.zarrehbin.ir/files/slide/1400140836.jpg
مطالب پیشنهادی نشریه ذره بین:

آگهیهای خودرا اعم ازخودرو،ملک و......... به صورت رایگان در سایت ذره بین درج نمایید

  لطفا برروی تصویر ذیل کلیک نمایید

http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSo9c8BSJbbB0ckWmrn8M4GNt4wycfBJ4jHG8-M9pAlf9gliVZFnQ

برای ارسال تبلیغات پیامکی واطلاع رسانی خود از پنل پیامکی ذره بین استفاده نمایید
 

لطفاجهت اطلاع از مشخصات سامانه اس ام اس ذره بین
بر روی تصویر ذیل کلیک نمایید

http://www.zarrehbin.com/files/main_ads/1401435123.png



 

دیدگاه های کاربران
برای این آگهی دیدگاهی ثبت نشده است
ارسال دیدگاه

دیدگاه شما بعد از تایید توسط مدیریت در بین دیدگاه ها نمایش داده خواهد شد

  • *
  • *
  • *
  • *
  •   
نشریه الکترونیکی سه هزار