لطفا جهت تماس با آگهی دهنده فقط از طریق اطلاعات تماس آگهی اقدام نمایید.

مهندسی پزشکی طب و رایانه

نوع شرکت/مدرک : مشخص نشده !
نام مدیر عامل : اقای مهندس محمد فرنو
تلفن های تماس شرکت : 88905077
آدرس شرکت : تهران - تهران - میدان ولی عصر بالاتر از زرتشت کوچه نوربخش پلاک 19 طبقه سوم
تلفن های تماس کارخانه : 88905077
آدرس کارخانه : تهران - تهران - میدان ولی عصر بالاتر از زرتشت کوچه نوربخش پلاک 19 طبقه سوم

شرح خدمات : شركت طب و رايانه در سال 1371 و به منظور پاسخگويي به نياز جامعه پزشكي به نرم افزارهاي كارآمد داخلي كه قابليت كار در محيط هاي درماني را دارا باشند پا به عرصه گذاشت و هيأت مؤسس آن را با شعار خدمت رساني به پزشكان بنيان نهادند در سال 1371 و با توجه به استانداردهاي آن دوره بهترين ابزار جهت برنامه نويسي از قبيل معماري OOP ، زبان C و بانك اطلاعاتي BTRIEVE توسط گروه مهندسي جهت اجراي پروژه ها انتخاب شد و نرم افزار آزمايشگاه به عنوان اولين نمونه به بازار عرضه شد پس از كسب اولين تجربه در سال 1372 نرم افزارهاي راديولوژي و داروخانه ( كه تا بيش از اين در كشور توليد نشده بود ) نيز به مجموعه محصولات اضافه شد. در سال 1373 نرم افزارهاي كلينيك ( درمانگاه ) و همچنين نسخه هاي اول نرم افزارهاي مالي نيز توليد شد و در سال 1374 پس از اضافه شدن سري محصولات بيمارستاني ( از قبيل پذيرش ، بخش ، اتاق عمل و ترخيص ) اولين مجموعه HIS ايران توليد و شروع به كار در بيمارستان ها نمود اين مجموعه تا سال 1381 همچنان به تكميل خود از نظر تنوع نرم افزارها و افزايش امكانات ادامه دارد در سال 1381 و با توجه به نياز جامعه به تغيير نرم افزارها و همگام با تغييرات تكنولوژي و اقبال عمومي به استفاده از سيستم عامل Windows مجموعه شركت با انتخاب ابزارهايي جديد از قبيل زبان برنامه نويسي Delphi و بانك اطلاعاتي SQL Server شروع به توليد مجدد محصولات بر پايه تكنولوژي هاي جديد نموده است كه با توجه به تنوع محصولات و حجم بالاي امكانات موجود در نرم افزارها و تعهد اين شركت به بهينه بودن آنها و حتي افزايش امكانات جديدتر ، فعاليتي مضاعف را آغاز نمودند كه تا سال 1388 نيز ادامه يافت در اين سال بار ديگر و اينبار با توجه به گسترش تكنولوژي Web شركت شروع به كار بر روي محصولات جديدي متناسب با اين تكنولوژي نموده است كه تا به حال ادامه داشته است در طول اين سال ها شركت همواره خود را مديون زحمات همكاراني مي داند كه به جهت تقدير از آنها نام ايشان در ليست ذيل قرار گرفته است و همكاراني كه امروز در شركت كار مي كنند خود را ادامه دهنده راه ايشان مي دانند.
سولون حكيم، كرزوس پادشاه و كوروش بزرگ
آورده‌اند که: وقتی، سولون آمده بود به شهر «ساردیس»، پایتخت دولت «لیدی»، که از دولت‌های واقع در آسیای صغیر بوده است. پادشاهی که در آن موقع در ساردیس سلطنت می‌کرد، «کرزوس» نام داشت و بسیار متمول بود. گنج‌ها و ذخایر بسیار داشت و به تموّل خود می‌بالید. چون سولون، مردی حکیم و معروف بود، کرزوس، او را بخواند و نوازش و احترام کرد و گفت: او را ببرید که گنج‌ها و خزینه و ذخاير مرا ببیند، بردند و دید. چون برگشت، کرزوس پرسید: چه دیدی و چگونه بود؟ سولون تحسین کرد، ولی نه آن‌سان که کرزوس متوقع بود. پس کرزوس پرسید: آیا خوشبخت‌تر از من کسی را در عمر خود دیده‌ای؟ سولون گفت: در ولایت ما شخصی تلوس نام، مرد نیکی بود و فرزندان صالح داشت و دست تنگی نکشید و در جنگی که برای ‏دفاع از وطن خود می کرد، کشته شد. من آن شخص را خوشبخت می‌دانم. کرزوس از بی‌عقلی سولون متعجب شد و گفت: پس از او، که را خوشبخت‌تر از من دیدی؟ سولون حکایت کرد: از دو جوان که مادر پیری داشتند و در موقعی که آداب مذهبی بزرگی در معبد شهرشان به عمل می‌آ‌مد، پیرزن میل داشت آنجا حاضر شود، قدرت نداشت که پیاده برود، وسیله‌ای هم برای رفتن نبود، یعنی چهارپا حاضر نداشتند که به ارابه ببندند و او را ببرند، چون اظهار تأسف از ناتوانی خود به رفتن به معبد کرد، پسرها گفتند اسب نداریم، اما خود، از اسب کمتر نیستیم. پس خود را به جای اسب به ارابه بستند و مادر را بردند. پیرزن بسیار خوشدل شد و در معبد دعا کرد که خداوند، بالاترین سعادت‌ها را به فرزندان او بدهد. بامداد که از خواب برخاست، دید هر دو پسرش مرده‌اند. دانست دعای او مستجاب شده و فرزندانش سعادتمند بودند که بعد از این عمل بزرگ، خداوند مجال‌شان نداد که زنده بمانند و باز در دنیا گناهکار شوند و فوراً آنها را به بهشت برد.

http://southwerk.files.wordpress.com/2010/08/solon2.jpg

حوصله‌ی کرزوس از این داستان‌ها تنگ شد و گفت: این سخن‌ها ‏چیست!؟ من با این همه دارایی و گنج‌ها و جواهر از این اشخاص گمنام، سعادتمندتر نیستم؟ حکیم گفت: به سعادت کسی جز پس از مرگ نمی‌توان حکم کرد. من تو را از خوشبخت‌ها نشمردم. برای اینکه نمی‌دانم در آینده به سرت چه می‌آید. کرزوس از این سخن رنجید و سولون را به خواری روانه کرد، اما چیزی نگذشت که معلوم شد حق با حکیم بود. یعنی کوروش، مؤسس سلطنت ايران پیدا شد و لیدی را گرفت و کرزوس را گرفتار کرد و خواست زنده بسوزاند. توده‌ای هیزم فراهم کردند، در آن موقع سخن سولون به یاد کرزوس آمد که گفته بود: تا سرانجامِ کسی را ندانی، نمی‌توان حکم کرد که خوشبخت است یا نیست. پس چندین بار فریاد کرد: «سولون»، کوروش گفت: ببینید چه می‌گوید؟! او را آوردند. پرسید: چه گفتی؟ داستان را گفت و کوروش عبرت گرفت و به همین سبب از سر خون کرزوس درگذشت.

نتيجه: «تا سرانجامِ کسی را ندانی، نمی‌توان حکم کرد که خوشبخت است یا نیست.»

سولون جد مادري افلاطون كه مقام حكمت داشت

منبع: كتاب ضيافت نوشته افلاطون ، مترجم محمد علي فروغي
 

http://www.zarrehbin.ir/files/slide/1400140836.jpg
مطالب پیشنهادی نشریه ذره بین:


آگهیهای خودرا اعم ازخودرو،ملک و......... به صورت رایگان در سایت ذره بین درج نمایید

  لطفا برروی تصویر ذیل کلیک نمایید

http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSo9c8BSJbbB0ckWmrn8M4GNt4wycfBJ4jHG8-M9pAlf9gliVZFnQ

برای ارسال تبلیغات پیامکی واطلاع رسانی خود از پنل پیامکی ذره بین استفاده نمایید
 

لطفاجهت اطلاع از مشخصات سامانه اس ام اس ذره بین
بر روی تصویر ذیل کلیک نمایید

http://www.zarrehbin.com/files/main_ads/1401435123.png



 


دیدگاه های کاربران
برای این آگهی دیدگاهی ثبت نشده است
ارسال دیدگاه

دیدگاه شما بعد از تایید توسط مدیریت در بین دیدگاه ها نمایش داده خواهد شد

  • *
  • *
  • *
  • *
  •   
نشریه الکترونیکی سه هزار