لطفا جهت تماس با آگهی دهنده فقط از طریق اطلاعات تماس آگهی اقدام نمایید.
مشخصات اقامتگاه
نوع اقامتگاه : هتل
نام اقامتگاه : هتل ساحل طلایی قشم
تعداد ستاره : تعداد ستاره
آدرس و تلفن های تماس
تلفن تماس 1 : 07635342900
دورنگار : ثبت نشده !
آدرس : هرمزگان - قشم - جاده ساحلی – مقابل شاه شهید - کیلومتر 10 مانده به شهر قشم
رزرو اقامتگاه - هتل

امکانات : هتل ساحل طلایی در جزیره زیبای قشم واقع شده است ودارای درجه هتل با سه ستاره است.هتل طلایی دارای اتاق های 2،3 تخته و سوئیت های 2،3،4و سوئیت دوبلکس بزرگ 6 نفره و سوئیت دوبلکس کوچک 4،5 تخته نیز است.این هتل دارای امکانات تفریحی مانند: ساحلی زيبا براي شنا ، قایق پدالی و تفریحی ، جت اسکی ، اسکی روی آب ، کافی شاپ ورستوران ساحلی ، اسکله تفریحی برای ماهی گیری و امکانات رفاهی از قبیل: روم سرویس،لاندری،کافی نت،یخچال ، تلویزیون ، سوئیت ، رستوران ، اینترنت ، سرویس فرنگی ، سرویس ایرانی ، نمازخانه ، ماهواره ، سالن ورزش ، كافی شاپ است.فاصله مسافتی این هتل تا فرودگاه 45 کیلومتر است.
اثار تاریخی قشم

هرسلیقه وایده ای دارید
در هرسطح علمی هستید
در هرصنعت وحرفه ای فعالیت میکنید
درهرکجای جهان پهناور زندگی میکنید
لطفا دقایقی از وقتتان را با ما سپری کنید
گردشگری داخل ایران - گردشگری خارج از ایران - سلامت - آشپزی - ایین خانواده وهمسرداری -آی تی  - خلاقیت - دیدنیها -آموزش زبان انگلیسی -بیو گرافی بزرگان وهنرمندان - عکسهای دیدنی وجالب -سخنان کوتاه - کلاسهای موفقیت -عناوین روزنامه ها وهزاران مطلب دیگر در
:

 


غارهای خربس

روستاى بزرگ خوربيز يا خربس (خربز) (XARBEZ) اکنون کاملاً ويران شده و جز کلاته گورستان و برکه‌اى از آن باقى نمانده است. اين روستا حداقل تا زمان ساسانيان (1400 سال قبل) مکانى آباد و محل تردد سياحان و کشتى‌بانان بوده است. نام خربس خود واژه‌اى است که در زبان پهلوى از آن مى‌توان نشان يافت.

در فاصله 10 کيلومترى غرب شهر قشم، خربز در ميانکاسه‌اى وسيع قرار گرفته که اطراف آن را دايره‌وار تپه‌هاى کوتاه و بلند مرجانى پوشانيده‌اند. اين ارتفاعات همگى مشرف به شهرند و شهر تا دريا فاصله کوتاهى دارد. در سمت راست، برکه ـ يا آبدان ـ بزرگى است که طاق گهواره‌اى آن نشان‌دهنده قدمت اين بنا حداقل تا دوره ساسانى است.

در مياندشت خربس، وقتى رو به شمال بايستيم، آثار ساختمانى قلعه مخروبه‌اى از سنگ را مى‌بينيم که احتمال مى‌رود در دوران بعد (از صفويه به بعد) آن سنگ‌چين‌ها را چندبار بازچين کرده و دوباره فروريخته باشد. در جلو همين قلعه، در فاصله‌اى نه چندان دور از غارهاى خربس، گورستانى وسيع و قديمى وجود دارد که هم گورهاى پيش از اسلام و هم بعد از اسلام در آن ديده مى‌شود.

درست مشرف بر اين گورستان، در ديواره صخره‌ها و در سينه کوه در ارتفاع 20 تا 30 متر چند دهانه به صورت غار مانند به چشم مى‌خورد که به غارهاى خربس شهرت دارند و درباره آنها سخنان بسيار گفته‌اند.

اين غارها که از پديده‌هاى کهن زمين‌شناختى به شمار مى‌روند، همراه با ديگر پديده‌ها و کوه‌ها و خود جزيره قشم دنباله چين‌خوردگى‌هاى رشته کوه‌هاى زاگرس هستند که در هزاره‌هاى گذشته از زير آب سربرآورده‌اند. روشن است که اين غارها در دوره‌هاى تمدنى بعد دچار دگرگونى و تغييرات ديگرى شده‌اند.

غارهاى خربس که از بيرون ساختار ساده و طبيعى و زمين‌شناختى خود را همچنان حفظ کرده‌اند از درون با مجموعه دهليزها، تالارها و اتاق‌هاى متعدد به ابعاد 5/5 ×4 متر و چشمه‌ها و روزن‌هاى گوناگونى که رو به شمال و جنوب دارند مؤيد حضور مردمانى از دوران‌هاى کهن در اين جزيره هستند.

پيداست که دست آدميان به مرور زمان و به منظور کاربردهاى گوناگون، شکل و سيماى اين غارها و ديواره‌هاى آنها را دگرگون ساخته و مناسب نيازهاى خود درآورده است. ساختار رازآميز و تودرتوى غارهاى خربس و قرار گرفتن آن بر بلندى کوه اين عقيده را دامن زده که اينجا در روزگار مادها نيايشگاه مهر و محلى براى ستودن الهه ميترا بوده است.

غارهاى خربس را به لحاظ شکل و ساختار با دخمه‌هاى آذربايجان، کردستان، لرستان، بوشهر، اهواز و شوشتر مقايسه مى‌کنند. غارهاى خربس به ويژه از نظر فضاهاى درونى شکل و طرح اوليه خود را حفظ کرده و به همان صورت کهن خود باقى‌مانده است.

اما در جانب راست اين غارها و در امتداد ديواره بلند و گسترده زيارتگاه شاه شهيد، دهليزها و دالان‌هايى نو به دست سنگتراشان هنرمند روزگار کنونى در دل کوه تراشيده شده تا به عنوان الگويى تازه، به شناسايى غارهاى اصلى يارى رساند. در درون اين غارهاى جديد و دهليزها نقش‌هايى با الهام از طرح‌هاى باستانى کنده شده که همگى از جلوه و نمودى باستانى و حالتى رمزگونه و نمادين برخوردارند.

غارهاى خربس را بعضى معبد مهرى مى‌پندارند، بعضى آن را استودان (جاى نگهدارى استخوان‌هاى مردگان پس از مرگ، در آيين زرتشت) مى‌دانند و حدسى که قريب به يقين مى‌تواند باشد اين است که اين حفره‌هاى دست کنده در دل صخره‌ها اگر استودان (استخوان‌دان) دوره‌هاى پيش از اسلام نباشد، به‌طور مسلم پناهگاه‌هايى است براى مردم بى‌دفاع که روزگارى در دشت هموار خربز زندگى مى‌کرده‌اند و دزدان دريايى با ايلغار و يورش امان آنها را بريده بودند. ناچار، آنان اين حفره‌هاى درهم را که از درون با يکديگر مرتبط هستند در دل اين ديواره به صورت غارهاى دست‌کند به وجود آورده‌اند تا به هنگام احساس خطر بتوانند کودکان، زنان و پيرمردها را به درون غارها منزل دهند، نان و آب و غذا نيز لاشه سنگ‌هايى براى دفاع و پرت کردن از ارتقاع در اختيارشان مى‌گذاشته و خود به مقابله با دشمن غارتگر مى‌پرداخته‌اند.

اين غارهاى دست‌کنده، مجموعه‌اى از حفره‌هايى است که با راهروهاى باريک به همديگر راه دارند و در تالار مرکزى، که جاى اجتماع بوده و دو تاقچه کوچک جاچراغى نيز ساخته شده است. در پاى دهانه اين غارها برکه‌اى براى نگهدارى آب باران وجود دارد که اکثر ايام سال (جز مواقع بى‌بارانى) آب دارد.

در روزگار کنونى بر فراز اين غار، هميشه يک جفت عقاب ماهيگير (که از انواع نادر و مرغوب عقاب‌هاى جهانند و در جزيره قشم خوشبختانه فراوانند) به چشم مى‌خورند که در ارتفاعات صخره‌اى لانه دارند و تخم مى‌گذارند.

نکته قابل توجه و تأمل در مورد غارهاى خربز وجود خفاش‌هاى دم موشى است که بيشتر در زاويه‌هاى تاريک و بخش انبار ذخاير غار (حفره‌هاى زيرين) زندگى مى‌کنند و مدام نيز مشغول زاد و ولد هستند. کارشناسان محيط زيست به علت کاربرى سموم دفع آفات نباتى و عوارض ديگر، نسل اين حيوان در جهان را در حال انقراض مى‌دانند و اين جاى اميدوارى است که فعلاً خفاش‌هاى دم موشى در غارهاى خربس در امنيت کامل به سر مى‌برند.

روستای خربس (خربــز) روستایی قدیمی بر سر راه قشم به رمچاه و سوزا واقع شده‌است که هم اکنون خالی از سکنه است.

قلعه پرتغالی ها

قلعه پرتغالی‌ها در ضلع شمالی جزیره قشم و در ساحل دریای خلیج فارس قرار دارد.

این قلعه در سال 1507 میلادی به فرمان " آلفونسو آلبركرك " دریانورد پرتغالی در جزیره قشم احداث شد. آلبوكرك، جزاير دهانه خليج فارس را تصرف كرده و از اين طريق بر راه بازرگاني دريايي بين هند و اروپا تسلط يافت، چيرگي پرتغاليها براين آبراه مهم دريايي 110 سال طول كشيد. در اين مدت آنها به ساختن دژها و استحكاماتي پرداختند كه از آن جمله دژهاي هرمز ، قشم و لارك است.

قلعه قشم با مساحتي بيش از 2 هزار متر مربع از سنگهاي آهكي و گچي با ملاط ساروج محلي ساخته شده و طي يك قرن چندين بار استحكام بخشي يافته است. اين دژ راست گوشه است. چهاربرج در چهارگوشه و بازوهايي بلند دارد كه توپ و منجنيق ها برروي پهناي آن مستقر مي شده اند قلعه قشم كاربردي چون يك انبار بزرگ يا جاي نگهداري مهمات و سلاح داشته كه در مواقع اضطراري به ديگر دژها كمك مي رسانده است. قلعه پرتغالی‌ها یك قلعه تداركاتی بود كه برای ارتباط با قلعه هرمز و رساندن تداركات و خدمات به این قلعه مركزی در قشم ساخته شده بود.

سرانجام در سال 1623 ميلادي اين قلعه و ديگر پايگاهها در دهانه خليج فارس را يكي از سرداران صفوي متصرف شد و ايرانيان تا امروز براين پرارزش ترين آبراهه دنيا چيره هستند.

احسان یغمایی این قلعه را در سال 78 از زیر خاک بیرون آورد. این باستان‌شناس تا بهار 1379 در این قلعه به انجام كاوش‌ پرداخت.

در آبان 1387 نیز در پي حفاري هاي شرکت برق در محدوده 500 متري قلعه پرتغالي ها، تونل قديمي متصل به اين قلعه در شهر قشم، کشف شد.
اين تونل که به قلعه پرتغالي ها متصل مي باشد، راه فرار فرماندهان و نيروهاي نظامي پرتغالي و همچنين مکان نگهداري مهمات نظامي آنان بوده است. اين تونل تا محدوده ميدان سعدي شهر قشم به طول حدود سه کيلومتر، ادامه دارد.
گفته میشود که تونل مذکور براساس برخي روايات از قلعه پرتغالي ها در شهر قشم تا غارهاي خربس (در 15 کيلومتري جنوب شهر قشم) نيز ادامه دارد.

قلعه نادرى لافت

اين قلعه در لافت کهنه و در کنار چاه‌هاى طلا قرار دارد و به ”قلعه نادرى“ يا ”نادرشاهى“ شهرت دارد. اما تاريخ بناى آن قديمى‌تر از دوره نادرشاه و به احتمال زياد بر روى پايه‌هاى دژهاى کهن و باستانى قبل از اسلام ساخته شده است. ابراهيم کازرونى که در دوره محمدشاه قاجار از اين قلعه در لافت ديدن کرده، تاريخ بناى آن را مربوط به دوره صفوى دانسته است.

قلعه نادرى لافت يک بارو و چهار برج و يک دروازه داشته است. دروازه در ديوار ضلع غربى قلعه باز مى‌شده است. شيوه معمارى اين قلعه نيز کم و بيش به معمارى قلعه‌هاى پرتغالى شباهت دارد و آن را با سنگ و ملات ساروج ساخته‌اند. اکنون دورتادور اين قلعه خانه‌سازى شده و قلعه در ميان شهر و روبه‌روى مسجد جامع لافت قرار گرفته است.

قلعه‌هاى ساسانى
قلعه‌هايى واقع در ارتفاعاتى در لافت کهنه هستند که بر بقعه سيدان و گورستان‌ها اشراف دارند. مطالعه سفالينه‌هاى جمع شده از اين قلعه‌ها نشان مى‌دهد که بيشتر مربوط به دوره ساسانى و اوايل اسلام‌اند

چاه‌ هاى طلا

چاه‌هاى کنده شده در بندر لافت که در سنگ سيست کوه و در مکانى گود حفر شده‌اند و به مثابه ”آرتزين“ عمل مى‌کنند. بعضى نوشته‌اند آب آنها از باران و سرريز تل و صخره بالادست تأمين مى‌شده است به همين دليل ”تل آو“ ناميده شده‌اند و به مرور به ”طلا“ شهرت يافته‌اند.

تعداد چاه‌ها بيش از 50 الى 60 حلقه است که عموماً آب دارند مگر آنها که از گل و لاى انباشته شده و بايستى لاى‌روبى شوند. چندين درخت کهور کهن، ساقه‌هاى پيچ در پيچ و گره خورده و قطور خود را درون سنگ فرو برده‌اند تا ريشه‌شان را به آب برسانند. مردم منطقه اين چاه‌هاى آب و درختان را مقدس مى‌شمارند و در کنار چاه‌ها و زير سايه درختان قربانى مى‌کنند و بر شاخه‌هاى کهن‌ترين درخت با پارچه‌هاى سبز دخيل بسته‌اند. مردم بومى معتقدند که اين درخت‌ها حافظ و نگهبان آب چاه‌ها هستند و سرسبزى آنها نشان‌دهنده وجود آب شيرين در محل است. آب شيرين و زلال در سفره زيرزمينى و در سنگ شيست جريان دارد که در گودى‌ها تا 10 متر و در بلندى‌هاى در عمق بيشترى به آب رسيده‌اند. مردم معتقدند که در قديم تعداد چاه‌ها 366 حلقه (طبق روزهاى سال کبيسه) بوده که هر چاه به مصرف يک روز در طى سال مى‌رسيده است. از اين چاه‌ها امروزه نزديک به 70 حلقه باقى‌مانده است.
 


قبرستان انگليسي ها

اين قبرستان باقي مانده محل زندگي شماري از انگليسي ها در زمان فتحعلي شاه است.

از اين مكان كه در 135 كيلومتري شهر قشم در بندر باسعيدو قرار دارد و تنها قبر شماري از ماموران دولت انگليس، دكل ديدباني و قلعه كوچك ساحلي، اسکله سنگی و توپ باقي مانده است.

از جمله موارد ديدنى اين قبرستان علاوه بر سنگ گورهاى قديمى و شکسته، وجود يک ستون يادبود در آن است که همچنان تا به امروز به يادگار مانده است. البته سنگ نبشته‌هاى اين بنا را نيز شکسته‌اند و چنين که پيداست بيشتر قبرها ويران و نبش شده است

بقعه پير (تم سنيتى)

در روستاى تم سنيتى در جوار منطقه توريان بقعه پير (زيارت) واقع شده که بناى موجود نيمه مخروبه آن در همين حالت هم زيبا و دلفريب است. بناى موجود با گنبد کروى ضربى که با لاشه سنگ‌هاى مرجانى و ملات ساروج درهم شده‌اند، در نماى ظاهر نشان از فرم معمارى دوره سلجوقيان دارد. داخل مزار 8 گوشه و هر گوشه تاقچه‌بندى شده. بنا با مصالح قلوه و لاشه سنگ و ملات ساروج ساخته شده که شيوه‌اى پارتى ـ ساسانى است. گرداگرد گلوگاه گنبد گچ‌برى‌هاى گوشواره‌هاى زيبا از جنس ساروج به چشم مى‌خورد. ورودى مزار، درى کوتاه و تنگ و کوچک است و مرقد پير در سطح پايين‌تر از زمين قرار گرفته که نشان‌دهنده اين است که شايد پيش از دوره سلجوقيان و قبل از زمانى که پير را در آنجا به خاک بسپارند اين بنا معبد مهرى و محل نيايش بغ مهر يا ميترا بوده باشد (حفارى‌هاى بعدى اين نکته‌ها را روشن خواهد کرد).

در اطراف بقعه پير، گورهاى فراوانى است که از دوران‌هاى مختلف اسلامى به جا مانده‌اند. روى سنگ گورها انواع خطوط اوليه اسلامى (از جمله خط کوفى) و خطوط دوران پيشرفته و هنرى خطوط اسلامى ـ مثل نسخ و ثلث ـ بسيار مرغوب از سده 9 تا 11 هجرى به چشم مى‌خورد که اکثراً در اثر خوردگى به وسيله آب باران در حال انهدام‌اند يا منهدم و خراب شده‌اند.

درب کوتاه بقعه پير رو به گوستانى وسيع و باصفا باز مى‌شود که بر روى مزارهاى آن گل کاکتوس کاشته‌اند. بوته‌هايى که از حدود آبان ماه تا ارديبهشت ماه هر سال غرق گل‌هاى سرخ رنگ و زيبا هستند. از قرائن معلوم است که در اين محل يک شهر پرجمعيت وجود داشته است زيرا اکثر خاک‌هاى عادى زير پا پر است از کاشى‌ها و سفال‌ها و آثار باستانى خرد شده که خود حدس دوبار يا سه‌بار زلزله خيلى شديد را در اين منقطه تأييد مى‌کند و يا اگر نه زلزله که ويرانگرى جنگ و کوبيدن آبادى بر سر مردم آن.

نام تم سينيتى يا طم صنيتى (به روايت بعضى کتب) در حقيقت بايد نامى باشد که اسپانيايى‌ها به بقعه پير داده و احتمالا تغییر یافته Tomb Saint يا Saint Tomp (مقبره مقدس) می باشد.

چهل دختران
بعد از تم سنيتى و بقعه پير در منطقه توريان در قلب جزيره قشم به تپه ماهور مانندى به نام ”چهل دختران“ مى‌رسيم که بر تلى از گوره‌هاى کهن و انبوه سفال‌هاى کهنه از ادوار مختلف، بوم شاخص و نمودارى را مجسم مى‌کند که در روزگاران پيشين محل زندگى بوده و به همان دليل تخريب تم سنيتى و بقعه پير، اينجا نيز در يورش با خاک يکسان شده است.

قبور گورستان
در‌اين گورستان قبور زیادی با دست خط حجاران و سنگتراش‌هاى مشابه قبور سایر گورستان‌هاى منطقه که دارای قدمت در حدود 900 سال مى‌باشد وجود دارد که بسیاری از‌اين قبور در زیر خاک است و بعضا گوشه‌هايی از‌اين قبور با فرسایش خاک اکنون مشخص شده است و زیارتگاهی گنبدی و مخروبه نیز در‌اين قبرستان وجود دارد که اطلاعی از شناخت صحیح آن در بین پیران محل نبود، بعضی از پیران منطقه آن را خواجه بو اخیر مى‌نامند، و در متون کتب قشم و خليج فارس نیز چیزی در مورد آن یافته نشده است.

مشخصات چند قبر از ‌اين گورستان (ثبت شده توسط امام جمعه توریان):

  • قبر مرحوم السعید آقا سلطان سالاری - تاریخ وفات روز شنبه 17 ربیع الاول سال 800 ه‍. ق با قدمتی در حدود 623 سال
  • قبر خانم صالحه بنت خواجه جمال - تاریخ وفات 809 با قدمتی 614 سال
  • قبر سعیده شهیده فردوس مکان با مرور علی کمال - تاریخ وفات ماه جمادی‌الاول 1039 با قدمت 384 سال که اشعاری بدین شرح نیز بر قبر وی نوشته شده است:
    الا ‌اى خردمند روشن ضمیر --- چو بر خاک ما بگذری پند گیر
    که ما را به دنیا دلی شاد بود --- اجل آمد و شادی بر باد بود
  • قبر شهیده الفردوس مکان حجی مساه بنت محمود - تاریخ وفات ماه ذیقعده سال 807 ه‍. ق با قدمت 616 سال

بر روی دو طرف سنگ قرار گرفته بر روی ‌اين قبور‌ آياتی از سوره بقره (آیه الکرسی) نوشته شده است و بر سنگ قائم بر روی ‌اين کتیبه اسم آنان نوشته شده و بر بعضی دیگر از‌ اين قبور‌ آياتی دیگر از قرآن مانند "و قل الحمدالله الذی لم یتخذ له ولد و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا" نوشته شده و با حاشیه نویسی در اطراف آن با کلمات گهربار لااله‌الاالله و محمد رسول‌الله تزیین شده است.

کلات کشتار

کلات کشتار از ديگر آثار تاريخى قشم است که در ارتفاع واقع شده و از ارتفاعات بام قشم قابل ديدن است.
اين اثر تاريخى بين بندر سلخ و شهرک طبل واقع شده و آثارى از يک قلعه ويران را نشان مى‌دهد که چاه‌هاى آن در دامنه کوه قرار گرفته است.
وجود تعداد زيادى قبر در اين منطقه، حاکى از آن است که کشتار عظيمى در اين محل رخ داده و به مرگ عده زيادى از مردم انجاميده است.

کولغان

کولغ در زبان محلى به معنى چاله است که در زمين مى‌کنند و در آن هيزم آتش مى‌کنند و زغال به دست مى‌آوردند. اين نام به چاله‌هاى سنگى دست‌کنده که براى جمع‌آورى و حفاظت آب باران کنده مى‌شود نيز اطلاق مى‌شود.

کولغان مجموعه‌اى است که در ارتفاع 30 مترى کوهى سنگى در کنار جاده و در 3 کيلومترى شهر قشم قرار دارد. در تختگاه اين کوه چندين حوض سنگى به شکل بيضى بسيار بزرگ در پيکره کوه به عمق 2 تا 3 متر کنده شده و نيز آبراهه‌اى به عمق و عرض 4 متر و درازاى تقريبى 100 متر با کنده‌کارى و حجارى شکل گرفته است. آثار ديواره‌هاى ويران شده‌اى از لاشه و قلوه‌سنگ در عرصه مجموعه پراکنده شده، و پلکانى تراشيده شده در سنگ کوه در بالا دست وجود دارد که عاشق کنجکاو ميراث فرهنگى را به اين تختگاه مى‌رساند. در پندار و باور مردم قشم، اين مجموعه به قبل از اسلام نسبت داده مى‌شود و نمونه سفال‌هاى جمع‌آورى شده، هم از قبل و هم بعد از اسلام است.

اين مجموعه راز و رمزهاى زيادى دارد و نيز تاريخى مبهم که پس از بررسى‌هاى دقيق باستان‌شناسى مى‌توان به پاسخ قطعى يافت.
 


آب‌بندهای تاريخى پی پشت و گوران

آب‌بند تاريخى پى‌پشت واقع در غرب روستاى پى‌پشت، از دوره ساسانى به جاى مانده و داراى دريچه‌هاى تقسيم آب و آرامش در مواقع پرآبى است. اين آب‌بند از نمونه‌هاى کمياب به شمار مى‌آيد.

آب‌بند پى‌پشت در تنگه يک کوه ايجاد شده و مصالح به کار رفته در آن لاشه سنگ و ساروج است. از آب اين سد، دشت‌هاى وسيع از ديرباز بهره برده‌اند در دوره تسلط خارجى‌ها بر جزيره، چون آنها به زبان انگليسى به سد Dam مى‌گويند برخى پژوهشگران در کتاب‌ها و نوشته‌هاى خود آب‌بند پى‌پشت را ”سد دم“ نوشته‌اند که نادرست است.

در روستاى گوران نيز آب‌بندى به جاى مانده از دوره ساسانى هست که ملاط آن از ساروج است و بدنه‌هاى طبيعى تنگه کوه موقعيت بسيار مناسب و محکمى براى سد ايجاد کرده است.
 

برگرفته از قشم انلاین
دیدگاه های کاربران
برای این آگهی دیدگاهی ثبت نشده است
ارسال دیدگاه

دیدگاه شما بعد از تایید توسط مدیریت در بین دیدگاه ها نمایش داده خواهد شد

  • *
  • *
  • *
  • *
  •   
نشریه الکترونیکی سه هزار